X
تبلیغات

طراحی سایت

قالب وبلاگ

سه هزار ضرب المثل انگلیسی با ترجمه فارسی

طراحی سایت


سه هزار ضرب المثل انگلیسی با ترجمه فارسی
 
کاملترین وب در زمینه ضرب المثل های انگلیسی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/01/22 توسط حمید بخشی

I saw a saw that saw a saw

دست بالای دست بسیار است.

I spring as spring over spring in spring

من در بهار مثل فنر از روی چشمه می پرم.

like likes like

کند همجنس با همجنس پرواز.

A good food can put you in a good mood

غذای خوب مایه شادی و نشاط است.

Don't trouble trouble until trouble troubles you

سری که درد نمی کند دستمال مبند.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/01/19 توسط حمید بخشی

چاپ جدید فرهنگ ضرب المثل های انگلیسی به فارسی

فرهنگ ضرب المثل های انگلیسی به فارسی  پویا که قبلا با ۳۰۰۰ ضرب المثل به چاپ رسیده بود در چاپ جدید با ۵۰۰۰ ضرب المثل زیر چاپ می رود.

کتابهای زیر به زودی زیر چاپ می رود.

1.    کامل ترین دستور زبان انگلیسی

2.    ده هزار اصطلاح زبان انگلیسی با ترجمه فارسی

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/11/27 توسط حمید بخشی

سه هزار ضرب المثل انگلیسی با عنوان فرهنگ ضرب المثل های انگلیسی به فارسی پویا در ۱۷۰ صفحه به چاپ رسید قیمت این کتاب ۵۰۰۰ تومان می باشد شما برای تهیه این فرهنگ می توانید با شماره تلفن ۰۹۳۷۰۶۱۸۱۱۶ تماس حاصل فرمایید و یا با واریز هزینه کتاب (۵۰۰۰ تومان) و هزینه پست عادی ( ۱۵۰۰تومان)  به شماره کارت (۴۷۸۷-۸۷۹۲-۹۹۱۰-۶۰۳۷ در بانک ملی بنام حمید بخشی ) این کتاب را تهیه فرمایید. نمونه هایی از ضرب المثل ها که در این کتاب گنجانده شده است در این وبلاگ مشاهده می فرمایید.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/11/26 توسط حمید بخشی

 

B, b 

Bad actions lead to worse reactions

همينت پسند است اگر بشنوي   كه گر خار كاري،  سمن  نَدروي

آن گو که طاقت جوابش داری  گندم نبری به خانه چون جو کاری

Better bad now than worse later

جنگ اول به از صلح آخر.

Bad news travels fast

خبر بد زود پخش مي شود.

a Bad workman always blames his tools

کارگر کار بلد نیست می گوید ابزار خراب است.

وقتی زمین سفت است گاو از چشم گاو می بیند.

a Bad shearer never had a good sickle

عروس نمي تواند برقصد مي گويد اتاق كج است.

Barking dogs seldom bite

سگ لاینده، گیرنده نبود؛ سگی که پارس می کند گاز نمی گیرد.

از آن نترس که های و هو دارد   از آن بترس که سر به تو دارد 

( به ادامه مطلب رجوع شود )



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/11/26 توسط حمید بخشی

 

A, a 

Actions speak louder than words

به عمل كار برآيد به سخنداني نيست

Any port in a storm

در بيابان لنگه كفش كهنه نعمت است

Act so in the Wally that need

not fear those who stand on the hill

آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است.

دریای محیط را که پاک است   از چرک دهان سگ چه باک است

As you make your bed you must lie on it

خود كرده را تدبير نيست؛ از ماست که بر ماست.

Absence makes the heart grow fonder

جدايي تا نيفتد دوست قدر دوست كي داند. 

( به ادامه مطلب رجوع شود )



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/07 توسط حمید بخشی

 

D, d 

Deeds not words

آزادگي مرد بكار است نه گفتار   آن به كه عمل باشد و گفتار نباشد

Do well and have well

هر كه به نيكي عمل آغاز كرد   نيـكي او روي بدو باز كـرد

Divide and rule

تفرقه بيانداز و حكومت كن.

The Darkest hour is that before down

نوميد  مشو ز چاره جستن     كز دانه شگفت نيست رستن

( به ادامه مطلب رجوع شود )

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/07 توسط حمید بخشی

 

E, e

Every dog is a lion at home

سگ در خانه صاحبش شير است.

Every light has its shadow

هر گلي را خزاني در كمين است.

Every light is not the sun

هر درخشنده‌ای طلا نیست؛ هر حیوان گردن درازی زرافه نیست.

هر که در مصر شود یوسف چاهی نشود     

  هر که بر طور شود موسی عمران نشود 

( به ادامه مطلب رجوع شود )

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/03/17 توسط حمید بخشی

 

F, f 

Faint heart never won fair lady

عروس مملکت آن در كنار گيرد تنگ      

که بوسه بر لب شمشیر آبدار نـهد 

The First blow is half the battle

ضربه اول نيمي از مبارزه است.

Fair exchange, no robbery

آنچه عوض دارد گله ندارد.

( به ادامه مطلب رجوع شود )



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/11/24 توسط حمید بخشی

First food, then speak

اول طعام، آنگه کلام

The facts speak for themselves

آن را که عیان است چه حاجت به بیان است.

A fox is not taken twice in the same snare

آدم عاقل دوبار فریب نمی خورد.

The good suffer with the bad

آتش که گرفت خشک و تر با هم می سوزند.

Goodness is better than beauty

سیرت نیکو به است از صورت زیبا.

Help yourself and God will help you

از تو حرکت، از خدا برکت

Don't bite the hand that feeds you

نمک خوردی نمکدان مشکن.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/03/17 توسط حمید بخشی

  

O, o

  

an Ounce of prevention is better than a pound of cure

جنگ اول به از صلح آخر؛ علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد.

 One who acts through another, acts through himself

هر چه كني به خود كني            گر همه نيك و بد كني

One can not put the clock/time back

زمان گذشته نيايد به بر؛ گذشته ها گذشته است.

Old habits die hard

مار پوست بگذارد و خوي نمي گذارد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/02/07 توسط حمید بخشی

  Anger has no eyes

خشم چشم و گوش ندارد.

خشم کار شیطان است.

Anger is momentary madness

خشم جنون لحظه ای است.

Anger begins with folly, and ends with repentance

خشم اولش حماقت است و آخرش ندامت.

Anger without power is folly

 خشم بدون قدرت حماقت است.

Anger edges valor

 خشم شمشیر تیز و برّان است.

Anger is as a stone cast into a wasp's nest

خشم مثل سنگی است که به لانه زنبور انداخته می شود.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/02/04 توسط حمید بخشی

 

K, k

 

Kings have long arms

هر كه را زور در بازوست، زر در ترازوست.

Killing no murder

هيچ خوني به ناحق ريخته نمي شود.

Kill two flies with one flap

با يك تير دو نشان زدن

Kill the goose that lays the golden eggs

مرغ تخم طلا را كشتن؛ نان خود را آجر كردن

Knowledge is power

بالاتر است آنكه داناتر است.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/02/03 توسط حمید بخشی

  

J, j 

 

Jack of all trades, master of none

آدم همه كاره، هيچ كاره است.

a Jar's mouth may be stopped, a man's cannot

در دروازه را می توان بست، ولی دهان مردم را نمی شود بست.

كام و دم مار و نيش كژدم بستن    بتوان، نتوان زبان مردم بستن

Judge not, that ye be not judged

عيب تو خواهي نگويد كس، عيب كس نگو.

Justice is half religion

انصاف ، نصف ايمان است.

a Jealous man is the keeper of his wealth

بخیل برای ثروت خود نگهبان است.

Joy surfeited turns to sorrow

آب ار چه زلال خيزد          از خوردن پر ملال خيزد

Jam tomorrow and jam yesterday, but never jam today

امروز نقد، فردا نسيه.

Jack is as good as his master

گفت و خوش گفت پير برزيگر       آنچنان مادر اين چنين دختر

Jouk and let the jaw go by

رطب خورده منع رطب چون كند.

a Joint pot does not boil

كه ديگ شراكت نيايد به جوش.

Just what the doctor ordered

 همين و مي خواستيم.

the Jewel in the crown

گل سر سبد بودن، سر گل بودن

Just the ticket

خود خودش است.

the Joker in the pack

عنصر ناسازگاربودن؛ وصله ناجور بودن

Jump in at the deep end

خود را به دردسر انداختن

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/02/01 توسط حمید بخشی

I, i

  

It's easy to be wise after the event

معما چو حل گشت آسان شود.

It's a long lane that has no turning

در هميشه روي يك پاشنه نمي چرخد.

If a thing worth doing, it is worth doing well

كارنیکو کردن از پر کردن است؛ کار را که کرد آنکه تمام کرد.

If at first you don't succeed, try, try again

اگر بار اول موفق نشدي دوباره بكوش و بكوش و بكوش.

If you can't lick/beat them, join them

جنگ و زور آوری مکن با مست

پیش سر پنجه در بغل نه دست

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1389/10/13 توسط حمید بخشی

H, h

  

He who pays the piper calls the tone

هر چقدر پول بدهي همان قدر آش مي خوري.

Half a loaf is better than none/no bread

كاچي به از هيچي است.

a Hungry man is an angry man

آدم گرسنه ايمان ندارد.

He has a loose tongue

آدم دهن لقي است.

Haste makes waste

عجله كار شيطان است؛ شتاب کلید اندوه است.

He who hesitates is lost

كارها به صبر بر آيد و مستعجل به سر در آيد.

Honesty is the best policy

درستي بهترين سياست است.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/09/04 توسط حمید بخشی

   

G, g

 

a Good wine needs no bush

اگرهست مرد از هنر بهره ور      هنر خود بگوید نه صاحب هنر

اگر مشك خالص نداري، مگوي    ورت هست خود فاش گردد ببوی

Give a dog a bad name and hang him

گر سر آزار داري،  بهانه بسيار داري.

God help those who help themselves

از تو حركت، از خدا بركت.

Great promise, small performance

سنگ بزرگ علامت نزدن است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/12/26 توسط حمید بخشی

  

F, f

  

Faint heart never won fair lady

عروس ملك كسي در كنار گيرد تنگ 

كه بوسه بر لب شمشير آبدار نهد

the First blow is half the battle

ضربه اول نيمي از مبارزه است.

Fair exchange, no robbery

آنچه عوض دارد گله ندارد.

a Fault confessed is half redressed

گنه را عذر شويد جامه را آب.

اعتراف به خطا  نیمی از بخشودگی است.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1388/12/26 توسط حمید بخشی
 

E, e 

 

Every dog is a lion at home

سگ در خانه صاحبش شير است.

Every light has its  shadow

هر گلي را خزاني در كمين است.

Either win the saddle or lose the horse

يا سر مي رود يا كلاه مي آيد.

the End justifies the means

هدف وسيله را توجيه مي كند.

Experience is the mother/father of wisdom

تجربه مادر/پدر خرد است.

Experience is the best teacher

تجربه بهترين معلم است.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 1388/12/21 توسط حمید بخشی

  

D, d

 

Deeds not words

آزادگي مرد بكار است نه گفتار  آن به كه عمل باشد و گفتار نباشد

Do well and have well

هر كه به نيكي عمل آغاز كرد       نيكي او روي بدو باز كرد

Divide and rule

تفرقه بيانداز و حكومت كن.

the Darkest hour is that before down

نوميد  مشو ز چاره جستن          كز دانه شگفت نيست رستن

Don't put off for tomorrow what you can do today

كار امروز به فردا مفكن.

a Door must either be shut or open

ني شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

a Desperate man needs no help

از جان گذشته را به مدد احتياج نيست.

Don't cry over split milk

طرب نوجوان ز پير مجو       كه دگر نايد آب رفته بجوي

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1388/12/18 توسط حمید بخشی
 

C, c

 

Cross the stream where it is shallowest

گره كز دست بگشايد چرا آزار دندان را.

Charity begins at home

چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.

Cowards die many times before their deaths

آدم نترس يكبار مي ميرد آدم ترسو هزار بار.

هر که ترسید مرد ، هر که نترسید برد؛ ترس برادر مرگ است.

Cut the cackle and come to the hosses

دو صد گفته چون نيم كردار نيست.

Cross the bridge when one comes to it

چو فردا شود فكر فردا كنيم.

Clothes do not make the man

آدم را به جامه نشناسند؛ لباس طریقت به تقوا بود.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/12/13 توسط حمید بخشی

قسمت دوم

ضرب المثل ها در زنده نگه داشتن زبان و نامیرایی آن عامل بسیار قوی و موثر هستند. انسان پیش از آنکه شعر بسراید و قبل از اینکه خط را اختراع کند به اختراع امثال پرداخته و در محاورات کلامی آن را بکار بسته است.مثل ها قدیمی ترین ادبیات بشر هستند که مملو از عرفان، جهان بینی ، قوانین و احکام ، آموخته ها و تجارب خرد جمعی انسان ها هستند. دانستن ضرب المثل و بکار گیری آن در گفتار و مبادلات کلامی باعث می شود که جذابیت کلام بیشتر شود و مخاطب را بیشتر تحت تاثیر قرار دهد.

خواستگاه و منشا تولید و پیدایش اکثر ضرب المثل ها را در چهار مقوله می توان مطرح کرد.

1. بعضی از مثل ها حاصل پندهای دانایان یا پیشوایان مذهبی یا تجربه های طولانی زندگی مردم بوده که اینگونه مثل ها را معمولا حکمت می نامند.

2. بعضی از مثل ها گفتار دانشمندان یا اشخاص نامدار تاریخی مانند انیشتن، گاندی، ناپلئون بناپارت ، ویکتور هوگو، رنه دکارت، ارسطو، موریس مترلینگ، پاسکال یا مردم عادی بوده که در موقع خاص خیلی بجا و مناسب بوده و از بس به دیگران خوش آمده، مشهور شده اند.

3. بعضی از ضرب المثل ها نتیجه داستانی نویسندگان و رمان نویسان است، خواه حقیقی یا افسانه ای باشد. در حالی که مردم ممکن است از داستانهای اصلی آن بی خبر باشند.

4. و بعضی از ضرب المثل ها از اشعار معروف شعرای آن زبان مانند شکسپیر، توماس هاردی، بن جانسون یا در زبان فارسی  از سعدی یا حافظ گرفته شده اند که در اثر کثرت استعمال به صورت ضرب المثل در آمده اند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1388/12/02 توسط حمید بخشی

قسمت اول

ضرب المثل ها نمونه هایی مشخص و برجسته از فرهنگ عامیانه اند که گاه در نثری کوتاه و آهنگین و گاه در مصرعی یا بیتی به شگلی فشرده و موجز نمود می یابند. بسیاری از ضرب المثل ها چکیده یک تمثیل یا یک داستان بلند عامیانه اند که در کوتاهترین و زیباترین شکل ممکن بروز یافته و بر زبان خاص و عام جاری یافته اند. چنانکه کارل فردریش می گوید "مثل ها اثری از بنای در هم شکسته فلسفه قدیم است که در میان خرابه های بی حد و شمار باقی و بر جای مانده و به واسطه اختصار لفظ، وضوح معنی و سهولت استعمال از بین نرفته اند".

ضرب المثل ها در واقع سخنان کوتاه و مشهوری هستند که به قصه ای عبرت آموز یا گفتاری نکته آموز اشاره می کنند، که ثمره و  حاصل یک عمر تجربه  و دانش اندوزی هستند و زینت و زیور زبان محسوب می شوند. در همه زبانهای دنیا ضرب المثل های فراوانی وجود دارد و بعضی از ضرب المثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند و هر قدر تاریخ تمدن کشوری و ملتی درازتر باشد مثل های بیشتری نیز در آن وجود دارد . ضرب المثل های هر کشور مبین هوش ، ذکاوت ، درایت، ذوق فطری، افکار و احساسات  و فرهنگ وآداب اهل آن زبان می باشند.


.: Weblog Themes By Pichak :.


............................................................. تماس با ما
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • قالب بلاگفا
  • قالب پرشین بلاگ